شمارش معکوس - شيطونك خاله = برديا

Teddy Bear

شيطونك خاله = برديا


شمارش معکوس

سلام به تمام دوستان عزیز که تو این مدت محبت داشتند و من رو از یاد نبرده بودند
واقعیتش علت دیرکردم مریضی مامان شراره (مامان بردیا) بود که به علت دیسک کمر در منزل بستری شده بود و ۲ هفته پیش جراحی کرد و من عکسی از بردیا نداشتم
علت دوم : کارهای پایان نامه تحصیلی ام هست  که خیلی وقتم رو میگره که به امید خدا مهر ماه دفاع میکنم تموم میشه
حالا از بردیا بگم ۱۴ روز بیشتر به تولد ۲ سالگیش نمونده   از یک ماه قبل از عید هر وقت می خواستند ببرنش سلمونی  با گریه و زاری مامان و باباش رو منصرف می کرد موهای بردیا رو هم که دیدید چقدر پر پرشت و لخت هست حسابی بلند شده بود تا اینکه ۲ هفته پیش بابا سهیل زمانی که بردیا در خواب شیرینی بود موهای قشنگش رو با نمره ۴ زد  بماند که زمانی که  بیدار شد و تو آیینه خودش و دید کلی خندید. مامان شراره میگفت من بردیای خودمو میخوام تو بردیای من نیستی بردیا میرفت پشت مبل قایم میشد 
 
دیگه تقریبا تمام لغتها رو میگه ولی هنوز نمیتونه جمله بگه در ضمن از زبان آرش به من میگه عمه
هر چی بهش میگم بردیا اسم من چیه ؟
بردیا: عمه
خاله شبنم : اسم من خاله شبنم
بردیا : عمههههههههههههههههههههه

 

 
بردیا عسل و آوا نازنازی
آوا کوجولوی ۲ ماهه و بردیا وروجک  

قربون غذا خودنت عشقم 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٧/٢/٩ - shabnam merikhi