برديا تپل - شيطونك خاله = برديا

Teddy Bear

شيطونك خاله = برديا


برديا تپل

نمی دونید چقدر شیطون شده انقدر قشنگ و با اصول سینه خیز میره که انگار مربی داشته  و خودشو حرکت میده تا به اون چیزی که میخواد برسه ولی هنوز نمیتونه چهار دست وپا حرکت کنه. جدیدا هم دست زدن یاد گرفته وقتی میگیم دست دسی شروع به دست زدن میکنه و خودش میخنده. قربونش برم  

لپ لپ من لغت جدید یاد گرفته و مامان میگه ولی فقط زمانی که دلش برای مامانش تنگ شده باشه و گریه میکنه

از اونجایی که آقای بردیا خان راس ساعت ۶ صبح منزل ما تشریف دارند و بیدار هستند و با هزار بدبختی مامانش میخوابونتش و بعد میره سرکار ولی از قضا امروز راس ساعت ۷ صبح با سرو صداهای خاله شبنم  که میخواست بره  سر کار بیدار شد و مامان بزرگش هم مجبور شد بیدار شه و سر خاله شبنم عصبانی بشه ولی  خاله خیلی دوستش داره و کلی ماچش کرد و زمانی که خواست بای بای کنه بردیا  شروع کرد به گریه کردن که من هم با خودت ببر دیگه نمی دونم مامان بزرگ از دست خاله شبنم چقدر عصبانی شده باشه. چون خاله رفته بود.

 

خاله قربون اون چشمای قشنگ بره

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/٩/۱٤ - shabnam merikhi