شيطونك خاله = برديا

Teddy Bear

شيطونك خاله = برديا


 

سلام

اين همه تند تند ميام وب لاگ رو  به روز ميكنم تعجب نكنيد هاااااااااااااااااااااااااا اخه نسبتاً سرم خلوت شده.

از برديا وروجك بگم كه نزديك ۱۰ روزه منزل  مامان بزرگه تا زماني كه تكليفه خونشون معلوم بشه . نميدونيد چقدر لذت بخشه زماني كه  از سركار ميرم خونه وروجك رو با اون لبخندهاش ميبينم  خستگي از تنم بيرون ميره.

ديگه تقريباً اكثر كلمات رو ميگه ولي هنوز نميتونه جمله بسازه .

اين بچه انقدر وسواس هستش هر چيزي كه رو زمين بريزه شروع ميكنه به اه اه اه كردن تا اونجا تميز نشه اه اه از زبونش نميوفته. عاشق طي هستش ۲ روز پيش رفته بود سلموني موهاش رو كوتاه كنه مامانش براش طي خريده  ديگه خودتون فكر كنيد با اون طي چه كار ميكنه  

يه كتاب داره پر از عكسهاي حيوانات برام خيلي جالبه خيلي از اين حيوانات رو كسي بهش ياد نداده ولي به طور مثال زماني كه ميپرسيم برديا زرافه يا آقا شيره كدومه با انگشت نشونشون ميده . و زماني كه كتاب براش ميخونيم اگه هر وسيله اي كه تو خونه هست تو كتاب هم باشه سريع اشاره ميكنه به اون شي ء يا اگه خانم نسبتاً مسني تو كتاب باشه ميگه مامان و اشاره ميكنه به مامان بزرگ 

به آب ميگه : با

از ديروز هم به بله ميگه بلوووووووووووو

فكر ميكنيد اگه برديا دختر بود رو دست مامانش ميموند

برديا و اسباب كشي

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/٩/٢٠ - shabnam merikhi