شيطونك خاله = برديا

Teddy Bear

شيطونك خاله = برديا


 

شکار لحظه ها

از تمام دوستان بابت تبریک تشکر میکنم

دیروز رفتم خونه دیدم بردیا با خاله شیرین و خاله شادی رفته پارک وقتی برگشت خواب بود کلی تاپ بازی و اله کلنگ بازی کرده بود. و میخواسته با بچه ها فوتبال هم بازی کنه چون همش دنبال توپ میدوئیده  خاله شیرین هم از بچه های توی پارک خواسته که بردیا هم یک شوت بزنه و اونها هم قبول کردند . بعد از شوت زدن هم کلی ذوق کرده .

صبح میخواستم بیام سرکار دیدم که بله آقا بردیا تشریف آوردند و خواب هستند داشتم آماده میشدم دیدم داره تکون میخوره و چشمهاش باز شد رفتم  پیشش که بخوابه تا کرم رو تو دستم دید بلند شد و اشاره کرد که کرم رو بهش بدم . دیگه آقا سر حال شده بود . خوش بحال مامان بزرگ که مجبور شد هفت صبح بیدار بشه

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٦/٤/٤ - shabnam merikhi