شيطونك خاله = برديا

Teddy Bear

شيطونك خاله = برديا


 

شیطونک خاله زمانی که میره بیرون انقدر ساکته که نگو به همه چی و همه کس با دقت نگاه میکنه . روز دوشنبه من و مامان شراره و بردیا برای چکاب ماهیانه بردیا رفتیم دکتر از اونجایی که مطب شلوغ بود مجبور بودیم منتظر بمونیم در بدو ورود بردیا ساکت بود ولی وقتی یخش باز شد میخواست همه چی و بگیره و  دائم به زبون خودش حرف میزد در واقع تنها بچه ای بود که مطب و گذاشته بود رو سرش .  

یکی از بچه ها که بقل مامانش نشسته بود شروع به گریه کردن کرد عکس العمل بردیا انقدر خنده دار بود که من و شراره هر دو زدیم زیر خنده بردیا برگشت و سر بچه عصبانی شد

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۱٠/۱۳ - shabnam merikhi