شيطونك خاله = برديا

Teddy Bear

شيطونك خاله = برديا


 

بازي وبلاگي

جريان اين بازي از اين قراره كه هر نفر ۵ نكته راجع به خودش ميگه و ۵ نفر را هم دعوت ميكنه كه ۵ نكته راجع به خودشون بگن.

منم از طرف آرزو جون به بازي جديد وبلاگيها دعوت شدم و اين هم پنج نكته راجع به من كه تاحالا توي وبلاگم نگفتم:

۱- من در دوران کودکی خیلی شیطون بودم طوری که همه از دستم می نالیدند ۶ سالم بود که با پسردایی ۳ سالم  به اسم  علی  از خونه بدون اجازه رفتم بیرون ولی بعد از مدت زمانی که گذشت و همه نگران شده بودند برگشتم  ولی این سری  تنها علی و گم کرده بودم  حالا حساب کنید مامانم و زندائیم به چه حالی شده بودند رفتند بیرون دنبال علی دیدند تو خیابون داره گریه میکنه

۲- اولین روز مدرسه وقتی مدرسه تعطیل شد منتظر نشدم مامانم بیاد دنبالم و خودم راه افتادم برم خونه ولی خونمونو پیدا نمیکردم و گم شدم . اگه بخوام از شیطنت و شلوغی های دوران بچگی هام بگم یه کتاب میشه اینو بگم که خیلی مصیبت بودم

۳- از دوران بچگی دوست داشتم مستقل باشم و خودم تصمیم بگیرم که خدا رو شکر همین اخلاقم باعث موفقیتم شده .

۴ - از دروغ متنفرم ولی ایرادی که دارم اینه که اگر ببینم یکی داره دورویی میکنه سریع ارتباطمو باهاش قطع میکنم چون از تظاهر بدم میاد

۵- عاشق مسافرت و جنب و جوش و کلاْ فعالیتهای دور از خونه هستم از سکون متنفرم

حالا منم از صفا جون مامان مانی فسقلی و  روژین جون مامان عسل و غزل  براي شركت در بازي دعوت ميكنم.

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/۱٠/٥ - shabnam merikhi