شيطونك خاله = برديا

Teddy Bear

شيطونك خاله = برديا


بردیا و سفر شمال

سلام به دوستان گلم

مامانم تعریف میکنه اوایل مهرماه یه روز آفتابی که مشغول کارهای منزل بوده  و فکر میکرده بردیا مشغول بازی با خاله شادی هست  رفته تو اتاق خواب دیده بردیا لباسها شو در آورده  و زیر آفتاب دراز کشیده  و با آبپاش آب میزنه به بدنش که برونز بشه قربونش برم   قهقههماچبغل

آلبوم تصویری  سفر شمال

  

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٧/٧/٢٤ - shabnam merikhi

یه خبر خیلی بد و ناگوار

روز عید فطر که همه فکر میکردند روز خوب و مبارکی هست برای ما و خانواده دائی خلیل  بسیار بد و ناگوار بود

احسان عزیز در سن ۲۵ سالگی در بهترین سن جوانی رفت پیش خدا  و همه  را در  سوگ خود نشاندگریه

از خدا برای دائی و زندایی عزیزم صبر و تحمل را خواستارم

گریهاحسان جان روحت شاد و یادت گرامی باد  گریه

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٧/٧/۱٦ - shabnam merikhi

شیطونک خاله

سلام سلام به قول بردیا الام الاملبخند

بالاخره شلوغی های کارم تموم شد. درس و مرس هم تموم شد  بلاخره دفاع کردم ولی بازم نمی دونم بازم چرا آپیدنم نمیاد.ناراحت

بردیا نگو بلا بگو شیطون شیطونا بگو ماچ

دیگه تقریبا کامل حرف میزنه و خیلی هم با نمک حرف میزنه ولی هنوز کنجکاویهاش هست هر چی میبینه میگه این چیه  یا این کیه یا چی شده استبغل 

همجنان هم به من  از زبون ارش عمه میگه ماچ

٣ روز پیش یه اتفاق بدی افتاد  موقع دویدن افتاد زمین و لبش گیر کرد به دندونش  پاره شد گریه بمیرم الهی براش ولی مامان شراره نذاشت بخیه بزنن جون بخیه مدل لبو کج میکنه

خدا رو شکر الان دیگه تورمش خوابیده و ظاهرا داره خوب میشه گوشت اضافه  هم نیاورده

 

 

 

بردیا و موهای فشن

 

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٧/٧/٩ - shabnam merikhi