شيطونك خاله = برديا

Teddy Bear

شيطونك خاله = برديا


 

این موهای فشن که می بینید در اثر کلاه برداری  اتفاق افتاده

عزیز دل من

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/٩/٢٧ - shabnam merikhi

دست دسی برديا

بردیا لپ لپی از موزیک خوشش میاد زمانی که موزیک گوش میده دست دسی  میکنه

هفته پیش مامانم هدفون گداشته بود تو گوشش کلی کیف میکرد میخندید و دست دسی میکرد.

بعد از اینکه از گوش کردن خسته شده با مداد رنگی قرمز خاله شادی شروع کرد به ضرب زدن و به زبون خودش هم خوانندگی میکرد مامانم هم دست  میزد .

مامانم گفت بردیا حالا نوبت منه بده من بزنم  حالا دیگه مامانم ضرب میزد و بردیا دست  دسی میکرد.

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/٩/٢٧ - shabnam merikhi

 

فکر می کنید لپ لپ من به چی فکر میکنه

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/٩/۱٩ - shabnam merikhi

 

قربون موهای فشنت برم عسلم

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/٩/۱٩ - shabnam merikhi

ارش و برديا

عشق واقعی = ارش و بردیا

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/٩/۱٩ - shabnam merikhi

خونه مامان بزرگ

دیشب بابا سهیل شیفت بود و بردیا لپ لپی خونه مامان بزرگ موند وقتی خاله شیرین و خاله شبنم از کلاس برگشتند بردیا رو که ۴ ساعت تمام خواب بود با ماچ و بوسه بیدارش کردند .

آقای بردیا خان ساعت ۱۲ شب سر حال و هوس بازی داشتند ولی مامان شراره اصلا حوصله بازی کردن رو نداشت چون هم خسته بود و هم خوابش میومد آخه باید ساعت ۶ صبح بیدار میشد و میرفت سر کار  اماااااااااا خاله شبنم هم مثل بردیا سر حال بود و دوست داشت بازی کنه اما مامان شراره هی دعواش میکرد که مگه تو نمیخوای فردا بری سرکار بورو بخواب این بچه هم بخوابه ولی خاله پررو تر از این حرفا بود از رو نرفت و بردیا رو برداشت برد تو اتاق که با هم بازی کنن اما بازم خاله شادی نداشت بردیا رو برداشت و برد که بخوابونتش و خاله هم با ناراحتی خوابید.

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/٩/۱٥ - shabnam merikhi

 

بردیای من یه زره خوش اشتهاست قربونش برم بچم تشخیص نمیده چی خوردنی هست چی نیست هر چی دستش میاد میخواد بخوره علاقه زیادی هم به وسائل خونه داره از جمله اتو - جاروبرقی - سه شوار و .....

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/٩/۱٤ - shabnam merikhi

برديا تپل

نمی دونید چقدر شیطون شده انقدر قشنگ و با اصول سینه خیز میره که انگار مربی داشته  و خودشو حرکت میده تا به اون چیزی که میخواد برسه ولی هنوز نمیتونه چهار دست وپا حرکت کنه. جدیدا هم دست زدن یاد گرفته وقتی میگیم دست دسی شروع به دست زدن میکنه و خودش میخنده. قربونش برم  

لپ لپ من لغت جدید یاد گرفته و مامان میگه ولی فقط زمانی که دلش برای مامانش تنگ شده باشه و گریه میکنه

از اونجایی که آقای بردیا خان راس ساعت ۶ صبح منزل ما تشریف دارند و بیدار هستند و با هزار بدبختی مامانش میخوابونتش و بعد میره سرکار ولی از قضا امروز راس ساعت ۷ صبح با سرو صداهای خاله شبنم  که میخواست بره  سر کار بیدار شد و مامان بزرگش هم مجبور شد بیدار شه و سر خاله شبنم عصبانی بشه ولی  خاله خیلی دوستش داره و کلی ماچش کرد و زمانی که خواست بای بای کنه بردیا  شروع کرد به گریه کردن که من هم با خودت ببر دیگه نمی دونم مامان بزرگ از دست خاله شبنم چقدر عصبانی شده باشه. چون خاله رفته بود.

 

خاله قربون اون چشمای قشنگ بره

 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/٩/۱٤ - shabnam merikhi

۵ ماهه گی

بردیا تا به الان ۲ بار موهاش و کوتاه کرده این عکس  مال ۵ ماهه گیشه

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/٩/۱۱ - shabnam merikhi

 

الان دیگه بردیا اسم خودشو میشناسه زمانی که بهش میگم بردیا کو ؟ بردیا رفت؟ به زبون خودش اظهار وجود می کنه که هستم و بعد یه لبخند شیطنت امیز میزنه.

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/٩/٦ - shabnam merikhi

 

سلام  دوستان عزیز

الان بردیا ۶ ماه و ۱۳ روزشه و خیلی شیطون و با نمکه با اون موهای فشنش صبحها کلی میبوسم بعد میام سرکار

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٥/٩/٦ - shabnam merikhi